جدیدترین تکنولوژی های اکتشاف معدن سنگ ساختمانی

نوشته شده در : 1396/3/6 19:39 (409 نمایش)

1- مقدمه

سنگ ساختمانی یک اصطلاح جامع برای سنگ­های مختلف طبیعی است که برای اهداف ساخت‌وساز یا تزیینی در کاربردهای ساختمانی یا یادگاری به کار می‌روند. برخلاف سایر مواد معدنی که ارزش آن‌ها بیشتر منوط به خصوصیات فیزیکی‌شان است، خصوصیات فیزیکی یک سنگ در تعیین واجد شرایط بودن آن برای استفاده به‌عنوان سنگ ساختمانی کمترین اهمیت را دارد. موفقیت نهایی در بازاریابی و فروش یک سنگ ساختمانی در وهله اول به شکل ظاهری آن و سپس به امکان تولید بلوک‌های مستطیلی با ابعاد مناسب به‌منظور تولید موفقیت ­آمیز محصول نهایی با ابعاد موردنظر بستگی دارد. در واقع، اداره معادن ایالات‌متحده (USBM)، سنگ ساختمانی را به‌صورت سنگ با منشأ طبیعی که برای استفاده به‌صورت بلوک، اسلب، ورق یا سایر واحدها با شکل و اندازه اختصاصی، بریده، شکل‌دهی یا انتخاب می‌شوند تعریف می‌کند. درنتیجه، یک بلوک سنگ ساختمانی به دلیل ابعاد و ظاهر آن ارزش دارد که در برخی خصوصیات فیزیکی حداقلی نهفته است (در بین آن‌ها می‌توان به پارامترهای مختلف مقاومت، کار آیی، امکان صیقل و مقاومت در برابر هوازدگی فیزیکی و شیمیایی اشاره کرد).

 

جدیدترین تکنولوژی های اکتشاف معدن سنگ ساختمانی

 

 کاربرد اصلی سنگ ساختمانی در حوزه صنعت ساختمان است که بالغ‌ بر  ۸۰ درصد مورد استفاده در صنعت ساختمان دارد،  ۱۵ درصد مربوط به  سنگ‌های یادبود و ۳ درصد به مصارف به‌خصوص. با این‌حال تولید سنگ ساختمانی در طول ۷۵ سال اخیر رشد سالانه ۵ درصد نشان داده است. رشد در استفاده از محصولات سنگ ساختمانی در سال‌های اخیر شتاب گرفته، به‌طوری‌که از سال ۱۹۸۶ رشد سالانه ۷/۵ درصد رسیده است. این مسئله به عملیات اکتشافی بیشتر برای ذخایر جدید سنگ، ایجاد فرهنگ استفاده از سنگ (به‌خصوص در کشورهای بدون پیشینه استفاده از سنگ)، پیشرفت های فنی در تکنیک‌های استخراج و فرآوری بازمی‌گردد. همچنین این حقیقت که مؤسسات جدید در این حوزه به سرمایه‌گذاری‌های بسیار محدودی نیاز دارند و نیز حلول یک عصر حجر جدید که باعث ایجاد یک رنسانس دیگر در استفاده از سنگ طبیعی شده است، بی‌تأثیر نیست. علیرغم این رشد، استخراج سنگ ساختمانی به روش کواری، کمتر از ۰/۵ درصد تناژ استخراج کواری را به خود اختصاص داده است، مابقی آن مربوط به استخراج شن و ماسه و مصالح دانه‌ای و سنگ‌آهک برای سیمان است. ازلحاظ ارزش، این صنعت اهمیت به سزایی دارد، زنجیره ارزش کل آن در سراسر دنیا بالغ‌بر ۶۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

یک طبقه‌بندی رایج، سنگ ساختمانی را به مواد آهکی (سنگ مرمر، تراورتن، سنگ آهک و غیره)، مواد سیلیسی (گرانیت، کوارتزیت و ماسه سنگ) و اسلیت طبقه‌بندی می‌کند. توجه شود که سنگ ساختمانی که به‌عنوان گرانیت فروخته می‌شود، شامل تمام سنگ‌های بلورین دارای فلدسپار و بافت به هم پیوسته و دانه‌های مجزا است که با چشم غیر مصلح قابل‌تشخیص بوده و از دانه‌های ریزه متوسط و درشت، سنگ‌های آذرین و بعضی از سنگ‌های دگرگون‌شده تشکیل‌شده است. ازنظر اقتصادی، هر نوع سنگ بلورین که غالب آن از کلسیت، دولومیت یا سرپنتین تشکیل‌شده و قابلیت انجام پرداخت را داشته باشد، مرمر تلقی می‌شود. مواد آهکی در حدود ۵۷ درصد، مواد سیلیسی حدود 38 درصد (که گرانیت بیش از ۹۵ درصد آن را به خود اختصاص داده) و اسلیت در حدود ۵ درصد تولید ۹۳ میلیون تنی جهان را تشکیل داده است. یک خصیصه اصلی رشد در این صنعت، رشد مواد سیلیسی در مقایسه با مواد آهکی و اسلیت بوده است، که سهم آن در تولید جهانی سنگ از کمتر از ۱۰ درصد در سال ۱۹۲۶ به بیش از ۴۰ درصد در سال ۲۰۰۴ رسیده و به‌این‌ترتیب تناژ تولید خالص آن بیش از ۱۹۹ مرتبه افزایش‌یافته است. در طول بازه زمانی مشابه، تولید سنگ‌های آهکی ۴۵ برابر و اسلیت ها ۱۰ برابر شده است. تولیدکنندگان اصلی سنگ طبیعی خام، کشورهای چین، هند، ایتالیا، ایران، ترکیه، برزیل، مصر، پرتقال، ایالات‌متحده آمریکا، یونان، فرانسه و آفریقای جنوبی هستند؛ درحالی‌که مصرف‌کنندگان عمده محصولات نهایی، کشورهای چین، ایالات‌متحده آمریکا، هند، ایتالیا، اسپانیا، کره جنوبی، آلمان، فرانسه، ژاپن، تایوان، برزیل و انگلستان می‌باشند. از این مطلب می‌توان نتیجه گرفت که ازنظر تاریخی، تولید در کشورهایی متمرکزشده که بیشترین مصرف در آن‌ها صورت گرفته و پیشینه تاریخی طولانی استفاده از سنگ طبیعی در ساخت‌وساز (به خصوصی در کشورهای حوضه مدیترانه و کشورهای شرقی) در آن‌ها مشاهده می‌شود. در ارتباط با تجارت سنگ خام، مواد آهکی عموماً در احجام بزرگ در کشورهای منشأ (عمدتاً کشورهای حوضه مدیترانه، چین و کره) فرآوری می‌شوند: درحالی‌که مواد سیلیسی اغلب در کشورهایی تولید می‌شوند که تقریباً جزء تازه‌واردان صنعت سنگ محسوب شده و درنتیجه ازنظر پیشینه تاریخی فاقد ظرفیت فرآوری در مقیاس بزرگ می‌باشند. درنتیجه، صادرکنندگان اصلی سنگ خام هند، ترکیه، اسپانیا، برزیل، مصر و آفریقای جنوبی هستند. ایتالیا از دیرباز، نه‌تنها در مصرف محصولات نهایی و تولید مواد خام، بلکه در فرآوری مواد خام وارداتی و صدور محصولات نهایی در صنعت سنگ نقش بسزایی داشته است. با این‌وجود، با افزایش چشمگیر بازار چین در تمام اشکال، تسلط این کشور به زیر سؤال رفته، درحالی‌که تولید و واردات سنگ خام برای فرآوری و صدور مجدد توسط هند نیز به‌سرعت در حال افزایش است.

صنعت سنگ ازنظر تاریخی بر اساس ابعاد و تعداد شرکت‌های درگیر چندپاره بوده است: به‌طوری‌که بیشتر عملیات‌های سنگ ساختمانی به‌صورت کوچک مقیاس و با بودجه ناکافی توسط مالکین بهره‌برداری می‌شود. این در حالی است که یک معدن کواری، بسته به مقیاس با سرمایه‌گذاری بالغ‌بر ۱ تا ۵ میلیون دلار قابل تأسیس است. در کشورهایی مانند هند، چین و برزیل که نیروی کار ارزان بوده و قوانین بهداشت، ایمنی و محیط‌زیست از قدرت لازم‌الاجرایی برخوردار نیست، سرمایه‌گذار موردنیاز می‌تواند تا ۱۰ درصد این ارقام را کاهش دهد. در مقایسه یک تأسیسات فرآوری مدرن با ابعاد متوسط برای تولید اسلب برای بازار ساختمان، نیازمند سرمایه‌گذاری حداقل ۱۵ میلیون دلاری است که حدود ۴ تا ۵ برابر سرمایه‌گذاری در یک کواری که حجم مواد مصرفی مورد نیاز یک کارخانه را تولید می‌کند می‌باشد. طبیعت جهانی تجارت سنگ ساختمانی همراه با فقدان تمرکز، یک سیستم پیچیده از تجارت از طریق واسطه‌ها را برای رساندن محصولات کواری به کارخانجات اجتناب‌ناپذیر کرده است. دلیل این امر، ضرورت عرضه طیف وسیع‌تری از محصولات کارخانه‌ها به مشتریان است که باعث می‌شود به‌ناچار مواد اولیه خود را از محل‌های مختلف تهیه کنند. با توجه به اینکه عموماً بلوک‌ها قبل از خریداری توسط کارخانه بازرسی می‌شوند، انجام تجارت مستقیم بین شرکت‌های بزرگ معدنی و کارخانه‌ها ازنظر اقتصادی دشوار است. درنتیجه، تاجر بلوک با مسافرت به سراسر دنیا، مقادیر بسیار زیادی بلوک از معادن سنگ خریداری و به انبارهای مجاور محل‌های فرآوری که در آنجا امکان بازرسی توسط کارخانجات کوچک وجود دارد ارسال می‌کند. این امر نیازمند مقدار زیادی سرمایه در گردش به‌منظور تأمین هزینه خرید و حمل‌ونقل، همچنین سرمایه‌گذاری در زمین و تأسیسات جابجایی در محوطه انبارهاست. با توجه به سرمایه زیاد موردنیاز، شرکت‌های بزرگ درگیر این کار می‌شوند و درنتیجه شرکت‌های فرآوری و تجارت بلوک‌های سنگی، در مقایسه با تولیدکنندگان مواد اولیه، کنترل زیادتری بر قیمت‌گذاری و انتخاب مواد خواهند داشت. به‌علاوه، معدن کواری چندین گام عقب‌تر از مصرف‌کننده نهایی است و کنترل ناچیزی بر تبلیغ و بازاریابی محصول خود داشته و اغلب اطلاع کمی از تغییر گرایشات مد در صنعت دارد. با این‌وجود، شناخت بازار و توانایی برقراری تماس با آن به‌طور قابل‌توجهی در کسب‌وکار سنگ ساختمانی در مقایسه با بخش مواد معدنی فلزی و کانی‌های غیرفلزی اهمیت بیشتری دارد.

با این‌وجود، در صنعت و در سطح تولید مواد خام یک اتحاد اساسی در طول ۱۰ سال اخیر وجود داشته است تا حدی که بزرگ‌ترین تولیدکنندگان در سطح جهان با بهره‌برداران بزرگ‌تر و تاجران بلوک، نه در تعداد شرکت‌ها بلکه برحسب حجم سنگ تولید و فرآوری شده، رقابت می‌کنند. با این‌وجود، در حجم معاملات، هیچ شرکت واحدی تاکنون به یک درصد بازار جهانی دست نیافته است؛ ۲۰ شرکت بزرگ‌تر در این صنعت حدوداً ۱۰ درصد از سهم بازار مشترک را به خود اختصاصی داده‌اند. درک روزافزون از اهمیت شناخت بازار و توانایی برقراری ارتباط با مشتریان در پایین‌دست زنجیره تولید، منجر به تمایل تولیدکنندگان بزرگ مواد خام به حرکت به سمت عرصه توزیع و فرآوری شده است. به‌طور مشابه، تعداد زیادی از بهره‌برداران و توزیع‌کنندگان بزرگ بلوک به‌منظور کسب اطمینان از منابع مطمئن و پایدار محصولات کلیدی ادغام‌شده‌اند. مطلبی که با توجه به ارزش زیاد این صنعت شگفت‌انگیز است (برای مثال چندین مرتبه بزرگ‌تر از پلاتین)، توجه ناچیز از طرف بازارهای سرمایه، صنعت معدنکاری و دانشگاه است. تنها تنی چند از شرکت‌های سنگ ساختمانی تاکنون در بازارهای بورس در سراسر دنیا ثبت‌شده‌اند و درحالی‌که در آفریقای جنوبی احتمالاً بیشترین تعداد وجود داشته، حتی یک شرکت ثبت‌شده امروز باقی نمانده است و نویسندگان تنها از یک شرکت سنگ ساختمانی در سطح جهان آگاه هستند. در ارتباط با سود شرکت‌های بزرگ معدنکاری، تنها کسب‌وکارهای معدنی در آفریقای جنوبی توانسته‌اند در شرکت‌های سنگ ساختمانی خطر کنند.

 در طول سال‌های دهه ۱۹۸۰، شرکت انگلو آمریکن یک سهم ۳۰ درصدی در دویچه اشتاین اینداستری ای جی، یک شرکت آلمانی که تا حدی پیشرفته بود خریداری کرد. این سهم بعدها به یک سهم ۳۰ درصدی از فینستون اس. ای. آر. ال تبدیل شد که امروزه یکی از ادغام عمودی شده ترین و احتمالاً بزرگ‌ترین شرکت ها در این صنعت است. با این‌وجود، در سال ۲۰۰۲ بعد از تسلیم شدن در برابر فشار ناشی از تحلیل گران اقتصادی برای فروش چنین دارایی‌های به‌اصطلاح غیرهسته‌ای، آنگلو این سهم را به سهامداران باقیمانده فینستون فروخت. در سال‌های اولیه دهه ۱۹۹۰، جنکور یک سهم کنترل‌کننده در کیلی گرانیت (که بعدها به کلگران تغییر نام داد) خرید، هرچند با توجه به خروج آن‌ها بعد از یک بازه زمانی نسبتاً کوتاه، احتمالاً می‌تواند به‌منظور حق برداشت کانی‌های فلزی گروه پلاتین در معادن کواری کلگران در یال غربی کمپلکس بوشولد مربوط باشد. درحالی‌که اهمیت این صنعت توسط جامعه اساتید معدن شناخته‌شده است، رغبت دانشگاهی که درگذشته از دانشگاه‌های ایتالیایی نشأت می‌گرفت، در طول ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر متوجه کشورهایی از قبیل چین، اروپای شرقی، ترکیه، پرتقال، اسپانیا و هند شده است: به‌طوری‌که تعداد پایان‌نامه‌ها درزمینهٔ های اکتشاف سنگ ساختمانی، برشی بدون ماده منفجره و شکاف، ارزیابی کيفيت و قابلیت استخراج ذخایر سنگ، ارزیابی ذخیره، مکانیک سنگ در معدنکاری سنگ ساختمانی و تأثیرات زیست‌محیطی و بازسازی رو به افزایش است.

 

جدیدترین تکنولوژی های اکتشاف معدن سنگ ساختمانی

 

۲- اکتشاف سنگ ساختمانی

ازنظر تاریخی، پیجویی و اکتشاف سنگ ساختمانی، قلمرو پی‌جویان غیرحرفه‌ای بوده که به دلیل عدم شناخت بازار و نیازمندی‌های صنعتی صنعت فرآوری و نیز فقدان مهارت‌های تخصصی اکتشاف، به‌ندرت بررسی‌ها و ارزیابی‌های رسمی قبل از باز کردن یک معدن کواری انجام می‌شده است. با این‌وجود، به خصوصی در کشورهای توسعه‌یافته‌تر درزمینهٔ تولید سنگ، انجام یک بررسی زمین‌شناسی جامع قبل از تصمیم‌گیری برای باز کردن یک معدن کواری یک رویکرد خوب است. دلیل این امر آن است که ذخیره در یک پروژه سنگ ساختمانی عاملی است که نمی‌تواند تغییر کند، درحالی‌که سرمایه‌گذاری اولیه در مطالعه زمین‌شناسی در مقایسه با سایر مراحلی استخراج ناچیز است. با این‌وجود، مانند سایر مصالح پایه ساخت‌وساز که به‌وفور در دسترس هستند و در اعماق کم یافت می‌شوند، سنگ ساختمانی هدف سرمایه‌گذاری‌های بزرگ اکتشافی نبوده و با توجه به این حقیقت که ذخایر سنگ ساختمانی عموماً دارای حجم بالا و ارزشی پایین هستند، اصولاً امکان سرمایه‌گذاری در تکنیک‌های پیچیده اکتشافی به‌کاررفته در کشف کانسنگ‌های فلزی یا ذخایر هیدروکربوری فراهم نیست. درنتیجه به‌رغم سطح بالای پیشرفت‌های فنی به‌دست‌آمده برای عملیات استخراج، روش‌های اکتشاف به‌اندازه کافی موردتحقیق و بررسی قرار نگرفته‌اند. سؤال اینجاست که برای اکتشاف ذخایر سنگ ساختمانی چه کار باید کرد. برای پاسخ به این سؤال، لازم است تا عوامل وابسته به توفیق سنگ ساختمانی لحاظ شود. بنا به گفته کاروالیو و دیگران و همان‌طور که در بالا ذکر شد، زیبایی یک سنگ عامل کلیدی است که بر اساس آن کاربرد سنگ به‌عنوان مصالح ساخت‌وساز با کارکردهای تزیینی تعریف می‌شود. باوجوداینکه زیبایی سنگ ممکن است به‌شدت سلیقه‌ای باشد، اما به دلیل اینکه نتیجه درک واحدی از یک سری معیارها مانند رنگ، بافت، وجود یا فقدان ناپیوستگی‌ها است، می‌تواند برای ارزیابی فنی یک سنگ ساختمانی مورداستفاده قرار گیرد. به‌طور مشابه، لودس و دیگران سه معیار اصلی ظاهر، یکپارچگی ذخیره و تقاضای بازار برای آن نوع سنگ را برای استفاده در ارزیابی سنگ ساختمانی تعریف کردند. در مورد ظاهر، مهم است که رنگ تا حد امکان در کل ذخیره ثابت باشد. اگر یک سنگ به‌صورت تک‌رنگ طبقه‌بندی شود، نوارها، اینکلوزیون ها یا رگه‌ها بارنگ‌های مختلف در بازار پذیرفته نیست: درحالی‌که اگر سنگ به‌صورت چندرنگ طبقه‌بندی شود، یک اختلاف رنگ مناسب موردنیاز است. با این‌وجود، رنگ و الگوی سنگ باید در سراسر ذخیره همگن باشد تا آنجا که بلوک‌های مختلف در بازار به‌صورت یک محصول تشخیص داده شوند. یکپارچگی یک ذخیره با توجه به کاربرد سنگ و تقاضای صنعت فرآوری تعریف می‌شود. به‌طوری‌که برای مثال بلوک‌های مناسب برای کاربرد ساخت‌وساز که با تیغه‌های برنده بریده می‌شوند، به‌صورت تیپیک باید ابعاد 330*240 سانتیمتر،   190*120 سانتیمتر  و یا ۱۸۰ *۷۰ سانتیمتر داشته باشند؛ به‌این‌ترتیب ضروری است فاصله بین درزه‌های ذخیره دست‌کم ۲ تا ۳ متر باشد. درنتیجه، همگنی یک ذخیره سنگ ساختمانی برحسب رنگ، بافت و ناپیوستگی‌ها که خصوصاً در حین برداشت‌های زمین‌شناسی مشخص می‌شوند، برای تعیین محدوده‌های یک ذخیره سنگ ساختمانی اساسی است. کارولیو و دیگران معیارهای تصمیم‌گیری زیر را برای اکتشاف سنگ ساختمانی تعیین کرده‌اند.

 

 

جدول ۱- معیارهای تصمیم‌گیری برای اکتشاف سنگ ساختمانی

ابعاد

همگنی

شکستگی

ضخامت واحدهای مولد (بسترهای رسوبی، رخساره‌های دگرگونی و ...)

حجم ذخیره

موقعیت مکانی

رنگ

بافت

ناپیوستگی‌ها

جهت یافتگی‌های ترجیحی

فراوانی

دانسیته

سختی

نوع و مورفولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

با استناد به کاروالیو و دیگران، این معیارها می‌توانند با ابزارهای اولیه زمین‌شناسی مانند تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی و برداشت سیستم درزه‌ها ارزیابی شوند؛ آن‌ها عنوان می‌کنند که تهیه نقشه زمین‌شناسی موضوعی، همراه با تکنیک‌های زمین‌شناسی ساختمانی و مغزه گیری الماسه، برای تحقیق و ارزیابی داده‌های ضروری برای اندازه‌گیری و توصیف همگنی ذخایر بنیادی است. همچنین روش‌های ژئوفیزیکی می‌توانند به برداشت‌های برجای سیستم درزه‌ها افزوده‌شده و اطلاعات ارزشمندی در ارتباط با فراوانی و شدت درزه‌داری به‌طور خاص ارائه کنند. درحالی‌که کاروالیو و دیگران برای اثبات قابلیت استخراج مرمر در تاقدیس استرموز انحصاراً بر ابزارهای مذکور متمرکزشده‌اند، این عقیده وجود دارد که این ابزارها در کل برای رساندن یک معدن سنگ ساختمانی به ظرفیت تولید کامل با درجه بالای اطمینان ناکافی هستند. تابودا و دیگران، میان کیفیت و قابلیت استخراج گرانیت تمایز قائل شده‌اند. آن‌ها قابلیت استخراج گرانیت را با ویژگی‌های فیزیکی مانند جهت یافتگی، دوام و چگالی پیوستگی و ناپیوستگی‌ها (صرف‌نظر از منشأ اوليه یا ثانویه شکستگی‌ها و درزه‌ها) توصیف می‌کنند، درحالی‌که کیفیت به عوامل مختلفی از قبیل ابعاد دانه‌ها، رنگ و وجود هوازدگی بستگی دارد. به‌طور مشابه و نکات نقایص زیر را که بر کیفیت و قابلیت استخراج یک ذخیره سنگ ساختمانی تأثیرگذارند را تشخیص داده است۔

  • تغییرات رنگ
  • ویژگی‌های مربوط به بافت و تغییرات بافتی
  • ناپیوستگی‌ها در ابعاد بزرگ و ساختمانی
  • ناپیوستگی‌ها در ابعاد کوچک
  • ادخال
  • اینکلوزیون ها
  • کانی‌های فرعی
  • زون‌های مجاورتی
  • هوازدگی‌ها

درحالی‌که نقشه‌برداری و روش‌های ژئوفیزیکی ممکن است به تعریف ناپیوستگی‌های ساختاری و با ابعاد ماکرو مانند درزه‌ها و شکستگی‌ها، همچنین زون‌های مجاورتی، توده‌های نفوذی و اینکلوزیون های بزرگ‌تر کمک کنند، مغزه گیری الماسه برای ارائه یک تصویر کامل از تغییرات رنگ و بافت و نیز ناپیوستگی‌ها در ابعاد کوچک و هوازدگی موردنیاز است. با این‌وجود، عیب مغزه گیری این است که به دلیل امکان ضایع شدن بخش‌های مناسب سنگ، حفاری اکتشافی و مغزه گیری در ذخایر سنگ ساختمانی نمی‌تواند با تراکم مشابه با یک کانسنگ انجام شود؛ درحالی‌که فاصله اقتصادی چال‌های مغزه گیری در مقایسه با ابعاد بلوک‌های موردنیاز برای تولید بسیار متغیر خواهد بود، بااین‌حال نقایص بسیار زیاد و کوچکی وجود دارند که از دید مغزه گیری جا مانده اما فضای کافی برای تأثیرگذاری در کیفیت بلوک را دارند. لودن و دیگران یک توالی اکتشافی متشکل از مطالعه پایه، نقشه‌برداری صحرایی، نقشه‌برداری تفصیلی، برداشت ژئو- رادار، مغزه گیری، تخمین ذخیره، استخراج آزمایشی، فرآوری آزمایشی و برنامه‌ریزی استخراج را پیشنهاد کرده‌اند. توافق قابل‌توجهی با این توالی وجود دارد، اما استخراج آزمایشی باید به نمونه‌برداری کلی (شامل فرآوری آزمایشی) و یک‌فاز استخراج آزمایشی تفکیک شود. درنتیجه توصیه می‌شود که رویکرد زیر برای فازهای اکتشافی سنگ ساختمانی اتخاذ شود. درحالی‌که تکمیل هر فاز قبل از استخراج آزمایشی نمی‌تواند موفقیت یک معدن کواری را تضمین کند، اما اطلاعات کافی برای اتخاذ یک تصمیم آگاهانه جهت ادامه مرحله بعد را فراهم می‌کند.

۱- مطالعه پایه

۲- ارزیابی صحرایی

۳- نقشه‌برداری تفصیلی

۴- حفاری

۵- روش‌های ژئوفیزیکی

۶- نمونه‌برداری کلی

۷- استخراج آزمایشی

هرکدام از مراحل به‌صورت تفصیلی در زیر بیان‌شده است.

 ۱-۲- مطالعه پایه

اولین فاز در انجام اکتشاف برای هرگونه سنگ ساختمانی باید شامل یک  مطالعه پایه باشد. هدف گذاری باید با بررسی کامل نقشه های زمین شناسی و گزارشات موجود با تمرکز بر انواع سنگ موردنظر همراه باشد. برای مثال، در زمان جستجو برای گرانیت مشکی، گابرو، نوریت، دیوریت و دولریت لیتولوژی های هدف مناسبی هستند، درحالی‌که اگر یک الگوی چندرنگ مورد جستجو باشد، مناطق دگرگونی ناحیه‌ای باید برای رخنمون‌های بالقوه سنگ مناسب بررسی شوند و مرمر در کمربندهای دگرگونی ناحیه‌ای سنگ‌های رسوبی یا مجاور مجموعه توده‌های نفوذی خاص که بسترهای کربناته دگرگون‌شده حرارتی دارند یافت می‌شود.

 ابزارهای متداول سنجش‌ از دور شامل تصاویر ماهواره‌ای و عکس‌های هوایی، ابزارهای کمکی خوبی در مراحل اولیه برداشت هستند. سازمان زمین‌شناسی هند اولین فاز ارزیابی منطقه‌ای و موجودی ذخیره را با تشخیص کمربندهای بالقوه سنگ ساختمانی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، عکس‌های هوایی و نقشه‌های زمین‌شناسی انجام می‌دهد. ابزار دیگری که می‌تواند در حین هدف‌گذاری به کار رود، GIS (سیستم اطلاعات جغرافیایی) است که می‌تواند مطالعات پایه را با ایجاد نقشه‌های توپوگرافی و زمین‌شناسی اهداف تعیین‌شده تسهیل کند. خدمات نقشه‌های گوگل ارث یک ابزار سنجش‌ازدور نسبتاً جدید با ظرفیت‌های عجیب است: به‌طوری‌که به کاربر خود یک‌چشم انداز سه‌بعدی شبیه‌سازی‌شده باقابلیت بزرگ نمایی و مدیریت متقابل جهت‌یابی دید اعطا می‌کند. با وجود اینکه از نظر جغرافیایی دقیق نیست اما می‌تواند برای انتخاب مناطق هدف اکتشاف سنگ ساختمانی یک ابزار بسیار مؤثر باشد. یک مطالعه پایه به‌صورت ایده آلی باید شامل نشانه‌هایی از فاکتورهای اقتصادی تأثیرگذار بر پروژه یا قابلیت استخراج کار اکتشافی باشد. همچنین در این مرحله مهم است ویژگی‌های فیزیکی سنگ هدف به‌حساب آورده شود؛ چون لازم است که این ویژگی‌ها با حداقل الزامات سنگ ساختمانی مطابقت کنند. همان‌طور که در بالا اشاره شد، برای یک ذخیره خوب سنگ ساختمانی، تقاضای بازار ضروری است. حتی اگر ظاهر و سلامت سنگ در سطح قابل قبولی باشد، بدون تقاضای بازار که خود وابسته به تغییرات مداوم مد است، سنگ ارزشی نخواهد داشت. درنتیجه زمین‌شناس هدایت‌کننده اکتشاف باید ایده خوبی در مورد سنگ‌هایی که مورد تقاضای بازار هستند و نیز روند بازار داشته باشد. جنبه‌هایی مانند زیر ساخت و خدمات اولیه باید در این مرحله از فاز اکتشافی موردمطالعه قرار بگیرند. برای مثال، در محیط‌های خشک و بایر (مثل نامیبیا یا استان کیپ شمالی) که با کمبود آب مواجه هستند؛ یک بررسی درباره در دسترس بودن آب در منطقه مجاور پروژه یا بررسی در مورد هزینه‌های انتقال آب به محل معدن باید لحاظ شود. در دسترس بودن زیرساخت‌های برق، خصوصاً در آفریقای جنوبی که کمیابی برق نیز وجود دارد نیز باید در حین این فاز مورد بررسی قرار گیرد. یک عامل دیگر که در این فاز باید حساب آورده شود، هزینه‌های احتمالی حمل‌ونقل بلوک‌های سنگ به بندر یا کارخانه فرآوری و مقایسه آن با دامنه احتمالی قیمت‌های سنگ با رنگ مورد نظر است. بعد از انتخاب اهداف، تحقیق در مورد الزامات قانونی و تلاش برای برآوردن آن‌ها گام بعدی است. در مقررات آفریقای جنوبی، برای پیجویان سنگ ساختمانی تا حدی تناقض وجود دارد. در حالی که یک ارزیابی میدانی اولیه می‌تواند تحت مجوز شناسایی اکتشافی انجام شود، دو مشکل با این مسئله وجود دارد. اولاً مجوز شناسایی اکتشافی به دارنده اجازه برداشت هیچ‌گونه نمونه‌ای را نمی‌دهد؛ حتی اگر این نمونه‌ها کوچک و دستی باشند که برای تحقیق کردن در مورد رنگ و ظاهر سنگ صیقل یافته ضروری هستند. دوماً، یک مجوزشناسایی اکتشافی هیچ‌گونه حق انحصاری برای درخواست یا اخذ حق اکتشاف یا استخراج قائل نمی‌شود. این‌طور به نظر می‌رسد که امن‌ترین گزینه در این مرحله ارائه درخواست برای حق اکتشاف برای هر عملیات پیجویی که ممکن است با ارزش تشخیص داده شود باشد.

2-2- ارزیابی صحرایی

در طول این فاز، سلامت عمومی سنگ و ظاهر آن توصیف می‌شود. اولین گام در ارزیابی صحرایی تعیین رنگ سنگ است. اغلب، سطح هوازده خارجی یک سنگ به هیچ عنوان نشان دهنده رنگ درون آن نیست و در نتیجه لازم است از یک چکش برای نمایاندن سطح تازه سنگ استفاده شود. اگر رنگ قابل قبول نباشد، پیجویی در این مرحله متوقف می‌شود؛ درحالی‌که در مورد یک رنگ واقعاً استثنایی، حتی اگر ساخت سنگ ایده آل نباشد، پیجویی ممکن است تا مراحل بیشتری ادامه یابد. باید توجه شود که حتی رنگ یک سطح تازه ممکن است با سطح صیقل یافته تفاوت داشته باشد و در نتیجه اگر سنگ نمایان شده با رنگ قابل قبول و شکل فیزیکی خوبی باشد، لازم است به منظور انجام ارزیابی بیشتر نمونه‌های متعدد کوچکی برای برش و صیقل تهیه شود.

گام دوم، مطالعه ساخت رخنمون سنگ به منظور اطمینان از امکان تولید بلوک‌های با ابعاد اقتصادی است. در بعضی شرایط، این امر به دلیل وجود رخنمون‌های یکپارچه که امکان ارزیابی فاصله درزه ورگه‌ها را میسر می‌سازد کاملاً آسان است. جایی که رخنمون‌های یکپارچه وجود ندارد، ابعاد قطعه‌سنگ‌ها بر روی سطح زمین می‌تواند برخی ادله برای احتمال تولید این بلوک‌ها را ارائه کند. در مناطقی که تنها قطعه‌سنگ‌های کوچکی وجود دارد، امکان تولید بلوک با ابعاد قابل‌فروش غیرمحتمل است (چون در کل درزه و شکاف و رگه در سنگ میزبان کنترل‌کننده میزان هوازدگی است که خود باعث تولید قطعه‌سنگ‌ها می‌شود). قطعه‌سنگ‌های کوچک معمولاً نشان‌دهنده درزه و شکاف و رگه‌ها با فواصل بسیار نزدیک در سنگ یک پارچه زیرین است. همچنین اندازه رخنمون و ثبات آن باید در این مرحله ارزیابی شود.

 در صورتیکه رنگ قابل‌قبول به نظر برسد و ساخت نیز سالم باشد، مرحله بعد، برداشت چندین نمونه از سنگ برای برش و صیقل دهی است. قطعه‌سنگ‌های کوچک که قابل‌حمل با دست هستند می‌توانند برداشته شوند یا در غیر این صورت نمونه‌های 30 سانتی‌متری مکعبی از سنگ یکپارچه یا قلوه‌سنگ‌های بزرگ به‌وسیله یک مته بنزینی و پارس و گوه یا ملات منبسط شونده جدا می‌شود. با برداشت این نمونه‌ها از نقاط مختلف، یک ایده از ثبات سنگ به دست می‌آید. این نمونه‌ها باید با محصولات موجود در بازار مقایسه شده و برای گرفتن بازخورد از مشتری و نیز تقاضا و قیمت مورد انتظار برای این ماده معدنی به کار گرفته شود. این نمونه‌ها همچنین در مورد قابلیت سنگ موردنظر برای صیقل یافتن تا رسیدن به یک پرداخت قابل‌قبول ایده‌هایی می‌دهد. همچنین برای سختی سنگ از نظر برش و پرداخت شاخص‌هایی ارائه می‌کند.

2-3- نقشه‌برداری تفصیلی

اگر ارزیابی اولیه صحرایی، یک ذخیره بالقوه اقتصادی را نشان دهد، تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی ذخیره باید در دستور کار قرار گیرد. پیمایش‌های نقشه‌برداری باید برنامه‌ریزی‌شده و اگر لازم باشد با ابزارهای مکانیکی، هوای فشرده یا جت آب تحت‌فشار پاک‌سازی شوند. بعد از پاک‌سازی و شستشو، پیمایش‌ها باید اندازه‌گیری شوند (یک دوربین نقشه‌برداری یا GPS می‌تواند به این منظور استفاده شود) و نقشه‌برداری تفصیلی با مقیاسی بین 1:100 و 1:250 با توجه به ابعاد ذخیره انجام گردد. در حین نقشه‌برداری تفصیلی، توجه خاصی باید به ترکیب، رنگ و ساختار سنگ همچنین درزه‌داری آن مبذول شود. بخش‌های مهم پیمایش‌ها باید عکس‌برداری شوند. یک نقشه زمین‌شناسی باید به‌عنوان سابقه نتایج میدانی و نیز به‌منظور ارائه یک مبنا برای ارزیابی‌های بعدی از وسعت فیزیکی و مورفولوژی منطقه مورد پی‌جویی ایجاد شود. نقشه‌های زمین‌شناسی ازاین‌دست همچنین می‌توانند پایه‌ای برای محاسبه ذخیره یا حتی نشانه‌هایی از ناپیوستگی‌های منطقه‌ای ارائه دهند.

در حین فاز نقشه‌برداری تفصیلی، نمونه‌های زیادی از سنگ برای برش و صیقل باید جمع‌آوری شوند (ترجیحاً در امتداد پیمایش‌ها). قطعه‌سنگ‌های کوچک که قابلیت حمل توسط دست را دارند برداشته می‌شوند (تعیین تأثیر هوازدگی بر این نمونه‌ها و اینکه منعکس‌کننده سنگ تازه هستند یا خیر، مهم است)؛ در غیر این صورت، نمونه‌های مکعبی 30 سانتیمتری به کمک یک مته بنزینی و پارس و گوه یا ملات منبسط شونده می‌تواند از سنگ یکپارچه یا قطعه‌سنگ‌های بزرگ جدا شود. با برداشت این نمونه‌ها از نقاط مختلف سازند، یک ایده از ثبات رنگ و ترکیب مواد معدنی سنگ به دست می‌آید. این نمونه‌ها می‌توانند با محصولات موجود در بازار مقایسه شده و برای گرفتن بازخورد از مشتری و نیز تقاضا و قیمت مورد انتظار برای این ماده معدنی به کار گرفته شود. این نمونه‌ها همچنین در مورد اینکه آیا سنگ موردنظر می‌تواند برای رسیدن به یک پرداخت قابل‌قبول صیقل داده شود ایده‌هایی می‌دهد؛ همچنین برای سختی سنگ ازنظر برش و پرداخت شاخص‌هایی ارائه می‌کند.

باید توجه شود که در مقررات معدنی آفریقای جنوبی حق پیجویی و داشتن برنامه مدیریت زیست‌محیطی (EMP) حتی اگر تأثیرات زیست‌محیطی بی‌اهمیت باشد، برای برداشت این نمونه‌های کوچک موردنیاز است.

2-4- روش‌های ژئوفیزیکی

درحالی‌که مراحل قبل وجود ذخیره از یک دیدگاه سطحی را تائید می‌کند، قبل از تحمل ریسک نمونه‌برداری کلی و استخراج آزمایشی که هر دو متضمن هزینه قابل‌توجهی است و در مقایسه با مراحل قبل اکتشاف سنگ ساختمانی به محیط‌زیست آسیب بیشتری می‌رساند، انجام ارزیابی کامل سه‌بعدی یک پیش‌نیاز است. درواقع، لودس و دیگران نتیجه گرفته‌اند که برای یک ارزیابی موفق، باید به‌وضوح از وضعیت ناپیوستگی‌ها و طبیعت متنوع پدیده‌های زمین‌شناسی در سه بعد اطلاع حاصل شود. روش‌های ژئوفیزیکی به‌عنوان مکمل برداشت برجای سیستم درزه‌ها در مراحل تحقیقات تفصیل‌تر اهمیت دارد و به‌وضوح ارزان‌تر از مغزه گیری است. به‌خصوص، فن های الکترومغناطیسی با فرکانس پایین- الکترومغناطیس با فرکانس رادیویی (VLF-EM/RF-EM) و رادار نفوذکننده به زمین (GPR) برای سنگ ساختمانی مفید هستند. به دلیل مقاومت ظاهری بالاتر تراورتن نسبت به سنگ معمولاً هوازده بستر، برداشت‌های مقاومت مخصوص ژئوفیزیکی می‌تواند ذخایر تراورتن را با دقت بالایی مکان‌یابی کند.

روش VLF-EM/RF-EM بر اساس انتشار امواج رادیویی با فرکانس پایین تا خیلی پایین است که یک میدان ثانویه الکترومغناطیسی وابسته به لیتولوژی ایجاد می‌کند. ردیابی این میدان ثانویه، امکان کسب اطلاعاتی در مورد محیط انتشار و ناهمگنی‌های آن مانند درزه‌های پرشده از رس، کارست، پالئو کانال‌ها، تغییرات رخساره‌های افقی و غیره را فراهم می‌کند. این روش دارای عمق بررسی کمی بوده اما به دلیل سرعت‌بالا و هزینه بسیار کم، کسب اطلاعات وابسته به ساختارهای اصلی و تعیین حدود مناطق هدف برای مراحل پیشرفته‌تر اکتشاف سنگ را امکان‌پذیر می‌سازد.

در کل، مزیت یک برداشت GPR این است که با عمق نفوذی معادل 25-1 متر، یک مقطع عرضی بزرگ از سیستم درزه‌داری زیرسطحی ارائه کرده و می‌تواند زون‌های سست، دایک ها و مناطق مجاورتی را تعیین کند. با این‌وجود، به دلیل اینکه ترک‌های کوچک و بسته در پروفیل‌های رادار خود را به‌خوبی نشان نمی‌دهند، محدودیت‌هایی نیز وجود دارد. برداشت ژئو- رادار در انواع سنگ‌های همگن در مقایسه با انواع ناهمگن، اغلب یک روش موجه‌تر به شمار می‌رود. در مورد اخیر (سنگ‌های ناهمگن), به دلیل اینکه اغلب ساختارهای مختلف داخلی سنگ در پروفیل‌های رادار دیده می‌شوند، تفسیر صحیح نتایج پیچیده‌تر است. اگر سنگ به‌شدت تغییر شکل یافته و چین‌خورده باشد، این ساختارها ممکن است به‌اشتباه به‌عنوان شکستگی تعبیر شود.

بااین‌حال، علی‌رغم این محدودیت‌ها، استفاده از روش‌های ژئوفیزیکی می‌تواند برای ارزیابی لزوم انجام عملیات حفاری که به‌خصوص در انواع سنگ‌های همگن (تک‌رنگ) به طرز قابل‌ملاحظه‌ای گران‌تر است، به کار رود.

2-5- حفاری

اگر نتیجه ارزیابی صحرایی و بررسی‌های ژئوفیزیکی (در صورت انجام) مثبت باشد، گام بعدی حفاری در سازند به‌منظور تعیین حدود ذخیره و نیز تأمین اطلاعات در مورد محدوده عمودی سازنده و نقایص احتمالی در عمق (تأثیرگذار بر بازیابی) است. در کل، به دلیل اینکه مغزه نه‌تنها برای ارزیابی ثبات رنگ بلکه برای یافتن نقایصی مانند درزه‌ها، رگه‌ها و نوارهای تأثیرگذار بر بازیابی بلوک‌های قابل‌فروش می‌تواند به کار رود، مغزه گیری الماسه ترجیح دارد. حفاری ضربه‌ای در مقایسه با مغزه گیری با مته الماسه ارزان‌تر است؛ اما این محدودیت وجود دارد که به علت تولید صرفاً خرده‌سنگ، تنها نشان‌دهنده ثبات رنگ است. مغزه گیری می‌تواند با دستگاه‌های سبک حفاری هوای فشرده (مانند Metre-Eater) کار کند که قابلیت حفاری دست‌کم 100 متر با لوله مغزه گیر با سایز TBW برای تولید مغزه‌های 45 میلی‌متری و حداقل 30 متر با سایز NQ (مغزه 65 میلی‌متری) را دارد. مغزه باید دونیم شده و به‌منظور ثبت رنگ و نیز درزه‌ها، رگه‌ها و رگه‌های بسیار ریز که ممکن است بر قابلیت پذیرش سنگ در بازار تاثیر گذارند صیقل یابد.

چال‌های عمودی ممکن است به‌منظور آزمایش ثبات رنگ و بافت سنگ در عمق، همچنین تشخیص ناپیوستگی‌های احتمالی و درزه‌های افقی یا نیمه افقی که ممکن است بر بازیابی تأثیر گذاشته یا به دسترسی به ماده معدنی کمک کنند، حفر شود. چال‌های افقی یا زاویه‌دار باید در راستای قائم بر دسته‌درزه اصلی به‌منظور ارزیابی فاصله‌داری آن‌ها برای ایده گرفتن درزمینه بازیابی طراحی شوند؛ اگر دو دسته درزه وجود داشته باشد، باید چندین چال افقی یا شیب‌دار قائم بر چال های قبلی حفر گردد. بسته به ابعاد سازنده و طبیعت دسته درزه ها، فاصله اولیه چال ها می­تواند 50 متر در نظر گرفته شود که در مرحله بعد امکان کم کردن این فاصله وجود دارد. در عمل حفاری با فاصله ای که تمام درزه ها تشخیص داده شوند، اقتصادی نیست. به علاوه این کار با ایجاد حفره در تمام بلوک­های قابل بازیابی، باعث ضایع شدن ذخیره می­شود. همچنین، در سنگ­های چند رنگ و به شدت از شکل افتاده و نیز گرانیت­های پورفیری، ممکن است حفاری قادر نباشد نشانه رضایت بخشی از ثبات بافت سنگ ارایه دهد. با این وجود، اطلاعات حفاری می­تواند منجر به تصمیم برای لغو پیجویی شود.

در آفریقای جنوبی، داشتن اجازه پیجویی و نیز برنامه مدیریت زیست محیطی برای فعالیت‌های حفاری موردنیاز است. اگر حفاری به‌خوبی برنامه‌ریزی‌شده باشد، تأثیر عمده زیست‌محیطی شامل احداث جاده‌های دسترسی برای رسیدن کمپرسور هوای فشرده و تانکر آب به محل خواهد بود. اگر فاصله تا محل حفاری واقعی زیاد نباشد، با توجه به اینکه دکل می‌تواند توسط دست به محل حفاری حمل شود، آسیب زیست‌محیطی ممکن است محدود به خطوط لوله هوا و آب به دکل حفاری باشد؛ درنتیجه آشفتگی محل به حداقل می‌رسد.

2-6- نمونه‌برداری کلی

در صورت مثبت بودن نتایج حفاری، انجام نمونه‌برداری کلی برای برداشت چندین بلوک به‌منظور آزمایش پذیرش در بازار، فاز بعدی محسوب می‌شود، تعداد بلوک‌های موردنیاز برای استراتژی بازاریابی و دسترسی پی جو به کارخانه سنگ‌بری برای برش اسلب های سنگ بستگی دارد. در کل، بیشتر شرکت‌های فاقد ادغام عمودی لازم است تا در حدود بیست بلوک برای توزیع در بازار برداشت کنند، درحالی‌که یک شرکت ادغام عمودی شده می‌تواند تنها با دو بلوک کار خود را آغاز کند (چون قادر است تا اسلب ها به‌منظور ارزیابی پاسخ به ماده را در بازار جهانی توزیع کند).

بیشتر اپراتورها مرحله نمونه‌برداری کلی را با مرحله استخراج آزمایشی اشتباه می‌گیرند. باید تأکید شود که هدف از نمونه‌برداری کلی به دست آوردن تعداد کافی از نمونه بلوک‌های معرف سنگ به‌منظور آزمایش واکنش بازار به این ماده است؛ به این منظور لازم نیست یک معدن کواری به طور کامل باز شود. این نکته قابل توجه است که اگر ذخیره جدید از یک ماده پذیرفته شده تشکیل شده باشد، این امکان وجود دارد که از مرحله نمونه‌برداری کلی عبور کرد و مستقیماً به استخراج آزمایشی رسید.

2-7- استخراج آزمایشی

در صورت بازخورد موفقیت‌آمیز بازار به نمونه‌های کلی، یا در صورتی که ماده شناخته شده باشد، آخرین فاز پی جویی انجام استخراج آزمایشی است. هدف از استخراج آزمایشی، ارزیابی کامل بازیابی بلوک‌های قابل‌فروش در سازنده به‌منظور تعیین اقتصادی بودن معدن کاری در مقیاس کامل همچنین ارزیابی روش‌های استخراج با توجه به مسائل اقتصادی است. استخراج آزمایشی به این دلیل موردنیاز است که روش‌های توضیح داده‌شده در بالا تنها یک نشانه از بازیابی احتمالی ارائه کرده و بازیابی واقعی صرفاً از طریق استخراج واقعی سازنده و ثبت برآیند تولید هزینه‌ها قابل‌تعیین است. همچنین در این مرحله امکان تعدیل روش‌های استخراج به‌منظور تعیین منطقی‌ترین روش فراهم می‌شود. درحالی‌که پیشرفت‌های اخیر در ارزیابی سنگ‌های ساختمانی قابلیت استفاده از روش‌های زمین‌آماری برای انجام ارزیابی‌های منطقی از پتانسیل استخراج یک معدن سنگ را نشان داده است. نویسندگان مقاله تا حدی در استفاده از این روش به‌عنوان یک جایگزین برای استخراج آزمایشی قبل از اقدام به توسعه یک معدن سنگ در مقیاس واقعی (که ضمن دارا بودن مفاهیم هزینه‌ای معنی‌دار، ذاتاً مختل‌کننده محیط‌زیست نیز است) مردد هستند. بااین‌وجود، به‌منظور به حداقل رساندن تأثیرات زیست‌محیطی در صورت اتخاذ تصمیم مبنی بر عدم ادامه کار، استخراج آزمایشی باید تا حد امکان در مقیاس کوچک انجام شود.

 

 

 

 

 

 

 

مطالعه موارد زیر را به شما پیشنهاد می کنیم:

 

مصاحبه با یک کارآفرین موفق انگلیسی در صنعت سنگ

نظام حقوقی حفاظت از محیط زیست در معادن

سنگ، هدیه طبیعت به ایرانیان

بررسی های زمین ­شناسی و خاستگاه سنگ­های تزئینی در اکتشاف

نیاز مبرم صنعت سنگ به تجارت الکترونیک

تجاری سازی ایده راه اندازی کسب و کار دیجیتال در بازار سنگ

4 مانع در مسیر توسعه صنعت سنگ

موانع ورود سرمایه گذاران خارجی به معدن داری

چهارمین تولید کننده سنگ ساختمانی جایگاه بیستم را در صادرات دارد

ایران بازنده بزرگ در بازار جهانی سنگ!!

علت رکود در صنعت معدن داری

تنوع معادن سنگ ساختمانی در ایران

 

 

 

 

 

با ارائه انتقادات و پیشنهادات خود ما را در بهبود عملکردمان راهنمایی کنید

کلیدواژه ها: جديدترين تکنولوژي هاي اکتشاف معدن سنگ ساختماني